تبلیغات
اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها
مرندآنلاینLearninEnglisEverydayیادگیری انگلیسی - داستان کوتاه انگلیسی2(frogs)
یادگیری زبان انگلیسی از طریق اینترنت و دوستان به صورت شیرین و جذاب

داستان کوتاه انگلیسی2(frogs)

پنجشنبه 31 تیر 1389 14:34

نویسنده : ناصر امامی
ارسال شده در: داستان کوتاه ،
frogs

A group of frogs were traveling through the woods, and two of them fell into a deep pit When the other frogs saw how deep the pit was, they told the two frogs that they were as good as dead The two frogs ignored the comments and tried to jump up out of the pit with all their migh The other frogs kept telling them to stop, that they were as good as dead Finally, one of the frogs took heed to what the other frogs were saying and gave up. He fell down and died The other frog continued to jump as hard as he could. Once again, the crowd of frogs yelled at him to stop the pain and just die He jumped even harder and finally made it out When he got out, the other frogs said, “Did you not hear us?” The frog explained to them that he was deaf. He thought they were encouraging him the entire time.

This story teaches two lessons
There is power of life and death in the tongue An encouraging word to someone who is down can lift them up and help them make it through the day
A destructive word to someone who is down can be what it takes to kill them
So, be careful of what you say



قورباغه ها


گروهی از قورباغه ها از بیشه ای عبور می کردند . دو قورباغه از بین آنها درون گودال عمیقی افتادند. وقتی دیگر قورباغه ها دیدند که گودال چقدر عمیق است ،به دو قورباغه گفتند آنها دیگر می میرند. دو قورباغه نصایح آنها را نادیده گرفتند و سعی کردند با تمام توانشان از گودال بیرون بپرند. سرانجام یکی از آنها به آنچه دیگر قورباغه ها می گفتند، اعتنا کرد و دست از تلاش برداشت. به زمین افتاد و مرد. قورباغه دیگر به تلاش ادامه داد تا جایی که توان داشت. بار دیگر قورباغه ها سرش فریاد کشیدند که دست از رنج کشیدن بردارد و بمیرد. او سخت تر شروع به پریدن کرد و سرانجام بیرون آمد. وقتی او از آنجا خارج شد. قورباغه های دیگر به او گفتند :آیا صدای ما را نشنیدی؟ قورباغه به آنها توضیح داد که او ناشنوا است.او فکر کرد که قورباغه ها، تمام مدت او را تشویق می کردند.

این داستان دو درس به ما می آموزد:

پس مراقب آنجه می گویی باش. ۱- قدرت زندگی و مرگ در زبان است. یک واژه دلگرم کننده به کسی که غمگین است می تواند باعث پیشرفت او شود و کمک کند در طول روز سرزنده باشند. ۲- یک واژه مخرب به کسی که غمگین است می تواند موجب مرگ او شود.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: داستان کوتاه انگلیسی ، داستان کوتاه ، کوتاه انگلیسی ، انگلیسی ، short story ، story ، simple story ، داستان ، داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه ، متن انگلیسی ، با ترجمه ، متن انگلیسی با ترجمه ، داستان قورباغه ها ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 31 تیر 1389 14:47



اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها